سيد محمد على ايازى

11

كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )

منظور از توقيفيت توقيف ، موقوف ، موقوفه ، از مادهء وقف « 1 » و در لغت به معناى ايستادن تا يك حد معين به كار مىرود ، و احيانا به معناى چيزى كه حدود ابتدا و انتهاى آن در لوح محفوظ معين شده و سپس تغيير و جابجا شده باشد ، به كار رفته است . « 2 » اين كلمه در فرهنگ اسلامى ، در امورى استعمال مىشود كه انتساب آن را دقيقا به شرع و خداوند نشان دهد و مرز نهايى آن به وحى رسيده باشد . به عبارت ديگر ، توقيفيت ، از موقوف بودن امرى بر اجازهء شرعى و منصوص بودن آن گرفته شده است . مثلا بحثى است دربارهء نام‌هاى خداوند كه آيا اطلاق اسمى بر خداوند كه موهم نقص بر خدا نباشد ، ولى در كتاب و سنت هم نرسيده باشد ، جايز است يا خير ؟ در اين جا برخى معتقدند كه نام‌هاى خداوند توقيفى و منوط به اجازهء شرعى و منصوص بودن آن است و گروهى نيز برآنند كه مىتوان اجتهاد كرد و بر هر اسمى كه ايهام نقص بر خدا نباشد اطلاق كرد . « 3 »

--> ( 1 ) . ابن فارس ، ابو الحسين احمد ، مقاييس اللغة ، ج 6 / 135 ، قم ، دفتر تبليغات اسلامى . ( 2 ) . طريحى ، مجمع البحرين ، ج 5 / 130 . ( 3 ) . مكى العاملى ، شيخ حسن محمد ، الالهيات على هدى الكتاب و السنة ( محاضرات الشيخ جعفر السبحانى ) ، ج 1 / 494 .